سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
اردیبهشت 1389 - خون جوششان امام حسین علیه السلام

خون جوششان امام حسین علیه السلام

   1   2   3   4   5   >>   >

بسم الله الرحمن الرحیم- فاطمه سلام الله علیها وا لها وبعلها –بخش-نهم- تعابیر شخصی است چند مقدمه دیگر- اول شوک سیاسی درقران دارای چند شوک سیاسی- درمسئله جنگ بنی نظیر که بدون جنگ به پایان رسید همه فکر میکردند که بدون چنگ کردن صاحب ثروت زیادی میشوند وحی امد که تمام این ثروت مال پیامبر اکرم است وشما فقط به اندازه مخارجی که کردهاید حق دارید وبدنبالش اکثریت ثروت دنیا بنام انفال مال ییامبر اکرم است دیگر بدون فکر وسئوال کردن دلتان را صابون نزنید وشوک دوم را پیامبر اکرم ایجاد دراین رابطه که همه فکر میکردند خدواند اجازه یک زندگانی بسیار مرفه به پیامبر اکرم را داده است ولی ایشان بسیار زاهدانه تر زندگی کرد در مورد فدک شوک شدیدترشد درست مانند بنی نضیر بدون جنگ یهودیان تسلیم شدند وپیامبر اجازه دادند که ان یهودیان بمانند که خود این امر پیام دارد درغرب برای انکه به یهودیان تفهیم کنند که برعلیه انها کاری صورت نمیگیرد درسازمان های مهم افرادی ازانها هستند ومسلمان ها باید این درخواست داشته باشند-عقلای یهود وفتیکه یهودیان از خیبر وجاهای دیگر عربستان به شام امدند علت امدند راجستجو کردند فهمیدند هم کیشان کمی خورده شیشه دارند پیامبر اخر زمان امده است یکراست به خیبر میامدند وانجا اطلاعات لازم را درک میکردند وبدنبال خلیفه وجانشنین پیامبر اکرم بر میامدند- یک نکته بسیار اساسی این است هرچه خداوند دراین دنیا خلق کرده است مانند اب ونفت وغیره بشر اول ارزش انرا بسیار کم میداند ولی بعدا پی به عظمت ان میبرد وعقلای دنیا میفرمایند در مسائل معنوی که باید شدیدتر از مادیت باشد اتفاقا هست چه کسی تصور میکرد که روزی ذو میلیارد مسیحی در دنیا باشد ویا اسلام بتواند ار عربستان خارج شود بسیاری از اروپائی که معتقد هستند که جایگاه پیامبران بالاترین قدرت معنوی ولطف الهی درانجا است به بیتالمقدس رفتند ودرمسجد حضرت مسیح علیه السلام درخواست هدایت کردند بدون استثنا حضرت فرمودند مسلمان شوید ولی اقایان فرمودند مسیح علیه السلام با منش ما جور درنمیاید وحتی اعجاز هائی دراین مورد هم دیده اند- پیامبر اکرم دراه باز گشت در راه از فدک سنگینی رخداد وجناب ابوکر علت انرا سئوال مردایشان فرمودند وحی رسیده است که فدک را به حضرت زهرا علیها السلام بدهند این شوک دوقبضه شد شاید فکر کردند که پایمبر شنیده است که درمورد انفال وفی ومسئله بنی نضیر چه میگویند تاکتیک جدیدی زده است درمشورتی که با ابو سفیان کردهاند به این نتجه رسیدهاند که این روش متعالی نفوذ درمردم است وجناب معاویه فطعا از این روش خواسته بود تقلید کند واقایان شاید خواسته بودند این روش را تقلید کند ولی منشهای انها کار را خراب کرد وحضرت زهرا درعسرت کامل بسر بردند یانکه اقایان مداوم میخواستند رهبری را دردست بگیرنند وپیامبر اکرم صلواتالله علیه واله والسم شنوائی عجیبی داشتند نه تنها برای انها بلکه برای کل افراد ودلسوزی عجیب وتواضع عجیب ولی خداوند مدوام هشدار میداد ولی پیامبر اکرم توجه ای نمی کردند نمونه ان درمورد زنان است که بر کولت سورا نشوند وپیامبر اکرم مداوم کولی میداد- نمونه زیاد است اینها پیش ابوسفیان رفتند از اینهمه بخشش همه مات بودند وانرا حق قریش میدانستند وابوسفیان قسم میخورد دها مرتبه هوش من بیش ا زپیامبراکرم صلواتالله علیه است از طرفی قران بیان میگرد که بسیار کتاب عمیق وعظیمی است ولی از طرفی پیامبر اکرم صلواتالله علیه واله والسلام بسیار ساده صحبت میکنند- حال دوراه بیتشتر نیست یا هر دو دستور شخص خداوند فرموده است ویا هرد و دستور را ساخته وپرداخته پیامبر اکرم وصلوالالله علیه واله والسلام است با یپش فزض های احمقانه به این نتجه رسیدند که هردو کار شخص پیامبر اکرم صلواتالله علیه واله والسلم است- ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- فاطمه سلام الله علیها وا لها وبعلها –بخش-هشتم-چند نکته ضروزی-علم انسانی که دراول به نظر میرسد که بسیار ساده وراحتالحلقوم است به راحتی پیش میرود .علم تجربی بسیار سخت وبسیار دیر پا است بدین نحونیست بلکه درست برعکس در علوم انسانی پنهان کاری یک اصل است اصلی به علت هیج کس به دیگری اعتماد ندارد ودرسیاست اصل مادر است ورکن ورکین است بطوریکه درمسائل بسیار کوچک سعی میشود هیچگونه اطلاعات کلیدی که طرف بعد پی به مسائلی ببرد داده نمیشود که بعدیک پله یا بلندی ویا عقبه جدیدی برای طرف بوجود اورد- درحالیکه درغوم تجربی هرک سعی میکند یک اصل جدیدی را کشف کرده بیان کند ومافی الضمیر خودرابیان کند که انرا به نفع همه میداند وسعی میشود پنهانکاری دران بحث ها نباشد- درغلوم انسانی مداوم به عقب بازمیگردند وببیند که چه مسیری را طی کرده اند وبه اصولی برسند وبه شناخت دقیق تری نائل شوند وبفهند کجا کاسه ای زیرنیم کاسه بوده است- فورمول هائی را کشف کردهاند- بعنوان مثال اگر موضوعی شیوع دارد فرض کنید که غیبت زنان در زمان خلیفه دوم اگر موردی برخورد شود وتمام شود نشان کاسه است که زیر نیم کاسه است وباید درباره ان گروه ها تشکیل میشد ومسئله را بصورت قطعی حل میشود کاملا نشان میدهد که خلیفه دوم بعللی قدرت حل انرا ندارد ویا نقطه ضعفی دارد ویا ترسی دارد ویا دادوستدی شده است در علوم انسانی مداوم انسان باز گشت میکند به جای اولش ودباره باید طرح ریزی کند وبیاید جلو اگر بعضی اطلاعات کلیدی نباشد باید بتوان انهارا حدس درست بزند که به ان شم میگویند که این شم پس از مطلعات همه جانبه وبا سختی بدست میاید وبسیاری هم به راحتی میتوانند انرا نپذیرنند واین جا است که علم انسانی بیشتر به شخصیتهای علمی متکی است تا فورومول های کشف شده وحداقل سه شم همیشه موجود است- وبه همین علت ها است که بسیاری از غلوم انسانی کناره میگیرنند- دوم علوم انسانی در شرایطی که ازادی نسبی بیشتری وجود دارد رشد بیشتری دارد چالش ها بیشتر میشود وهرفرد ازادی بیشتری دارد وبهتر خودرا نشان میدهد وازادانه تر بیان میکند وترس کمتری دارد - بعنوان مثال در انگلستان هم مردم وهم حکومت دارای یک ازادی نسبی هستند ولی درهند طبقات مردم شاید ازادی بیشتری نسبت به انگلستان داشته باشند ولی حکومتی بسیار مدار بسته دارند روزنامه های انگلیسی بیشتر مورد اعتماد هستند تا روزنامه هندی زیرا فرد نمیفهمد که فلان روزنامه هندی که مداوم از وزیر امورخارجه انکلستان درحقیقت پشتیبانی میکند به خصوص درمورد ایران بیطرف است ویا موافق با ایشان است ویا پول گرفته است چه ایده ای دارد ولی درانگلستان تا حدود زیادی مشخص است واین مسئله هم یکی از مشکلات جامعه فرهیخته هند است وبیشتر عاشق سیستم انگلیسی هستند تا سیستم هندی- دراین موارد اول تیپ شناسی کرد وبه اصول متقن رسید- قران یک مثال دقیق درباره جناب بلعم باعورادارد که اول مومن شد وسپس مثال بسیاز زیبائی قران میزد که مانند سگ ی است که دهانش را باز کرده است که درواقع خنک شود ولی مردم ان زمان فکر میکردند که غذا میخواهد وهرکس به اوغذا داد دم برای اوتکان میدهد یعنی افرادی که قابل خریدهستند برای انها حلال وحرام معنا ندارد دوست ودشمن هم معنائی نمیدهد واین خصوصیات درجامعه اعراب ان زمان یک خصلت شناخت شده است ودرهمه جامعه ای به نسبتی وجود دارد- ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- فاطمه سلام الله علیها وا لها وبعلها –بخش- هفتم- مذهب تاریخ اثبات کرده است که درک وپذیرش ان برای جامعه مقداری مشکل است- وشخصیت های مذهبی که عنوان رهبری الهی دارند که انهاهم چون در شرایط خاصی هستند ویا یک شبه صاحب علوم ودانش میشوند واز مرزهای جهانی گذشته به ماوراها وارتباط با ماورا دارند انهم دارای مشکلات خاص خوداش است وهمیشه مومنین افراد بودهاند که هوش وعقل زیادی داشتند وبه هوش وعقل خود اطمینان کامل دارند البته به این معنا نیست که مذهب تنها متعلق به افرادبسیار باهوش است ولی مسلما متغلق به افراد عاقلی هستند که به عقل خود اطمنیان کامل دارند- وعلاوه بر عقل داری تقوا کامل هستند که حاضر به معامله دراین مورد نیستند نکته حائز اهمیت دیگر این است که کسی فدرت هم وزن شدن با رهبران مذهبی را ندارد ونمیتواندوارد بحثهاشود باید تسلیم محض باشد وراهی برای اثبات شخصی ندارد که خوداش هم به همان تجربه برسد- ونکته دیگر حائز اهمیت این است دراوائل که مذهب افراد راهی متفاوت رفته اند وبه ان عادت کردهاند وان راه رابرای خود شیرین ومفید وکار امد ساخته اند وحال که باید برگردند به قوانین مذهبی جاده ومسیر مذهب برای انها چون مو باریک وچون شمشیر تیز است ولی اگر تازه وارد مسیر زندگانی شده باشند ویا به راه ادامه بدهند وراه هم گسترده میشود وهم بسیار فرحناک وشیرین خواهد شد- بعنوا ن مثال سه حکم قابل بحث اسلام یکی بریدن دست دزد در شرایط بسیار خاص- دوم رجم کردن وسوم قصاص وقتل برای قاتل- در دنیا عده ای هستند انسان دوست وحقوق بشر هم بیشتر خواسته است ژست انسان دوستی خالص بگیرد که سرپوش روی جنایتهائی که افتاده بود ویک ابی بروی انسانهای ماتم زده که زندگانی دیگر برای انها جهنم شده بود بریزد- ولی از یک سیاست مدار اروپادی سوائل کنید چرا شما دربلوک شرق جاسوسی میکنید مگویند چاره نداریم مجبورهستیم- چرا از بمب شیمیائی امریکا برروی ویتنام سکوت میکنید میگویند امریکا چاره ای دیگر نداشت- چرا در انگلستان شکنجه وجود دارد باز همین جواب را میدهند ومداوم جرم کسی که تکرارمیشود مجازات زیادتر میشود باز میگویند چاره ای نیست عدد ونرخ جنایت باید حداقل ثابت باشد-در باره دزدی اساتید دانشگاه معتقد هستند بهترین جا برای دزدی به دلائل مختلف عربستان است ولی دردی بسیار کم رخ میدهد وانهم بعلت دست بریدن است ودرانگلستان نبوغ هم وارد دزدی شده است به رتبه تبهکار حرفهای رسیده است وپس از شناخت که میداند دفعه بعد کار بسیار مشکل تر میشود مربی واستاد دزد سازی میشود وفرد بسیار مناسب را مدتها تعلیم میدهد و هرد وبعد تحقیقات بسیار زیاد وارد یک سوپر مارکت میشود بدون انکه ارتباط با هم داشته باشند وفرد مربی دراخر شب فروشنده که بیشتر خانم هستند گیچ میکند که مجبور میشود برود از رئیس بپرسد وفتیکه برمیگردد وجراین را میگوید وجناب مربی پشیمان میشود ازخریدن وجنس را روی میز میگدارد وبه سمت درمیرود ودزد همان موقع دزدی میکند وسریع برمیگرد ویک تنه هم به جناب مربی میزند ویک درگیری لفظی هم پیدا میشودوبعدا هم واقعا به کمک پلیس میاید چناچه ان فرد را درخیابان ببنید دستگیر میکند این افراد را نمیشود زندانی انفرادی کرد حتی کنار انها هم پلیس باشد که ناراحت زاید نشوند پلیسها را منحرف میکند وروانشانسان با زندان انفرادی زیاد موافق نیستند ودر زندان هم بعضی تاکتیک های خوداش را یاد میدهد که پلیس را مشغول کنند ودر دزدی هابعدی پلیس را مشکوک کند ودرجنایات راهمبه همین ترتیب تاکتیکهای بسیار پیچیده بکار میرودکه من از ان صرف نظرمیکنم واما تجاوز به عنف ریشهایش هنوز روشن مشئه است ولی نظر دانشمندان غرب بخصوص امریکا این است که ما به جوانان پسر علامت بدی دادهایم که با هردختری که خواستند باید ان دختر روابط جنسی بان فرد داشته باشد واگر قبول نکرد سرخورده میشود وبفکرانتقام میافتند- وچناچه بدام بیفتند البته انسان خطا کار است واگر قابل اصلاح باشد صرفنظر از قتل میتواند هم برای قاتل وهم برای مقتول مفید واقع شود ولی چناچه ترحم باعث ازدیاد جنایت شود وفرد اصلاح پذیر نیست اعدام تاثیرات خوداش راقطعا خواهد گذاشت- ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی
   1   2   3   4   5   >>   >